بوسه هایت طعم سیگار می دهد
در حافظه ی خیال تو نیست شدم
تصویر کسی که هست هم نیست، شدم
آن روز که خنجری زدی بر پشتم
عشق ات به سرم زد و تروریست شدم
**********************
بگذار شراب تلخ ات را بر میز
آشفتگی زلف پریشانت نیز
می خواهی اگر به داد قلبم برسی
در خانه ی مورها کمی آب بریز
**************
با فیس و افاده به خودت ناز نگیر
این حرف من است، به خودت باز نگیر
من عاشق دختران کوهی هستم
وحشی نشو ای ببر ، مرا گاز نگیر
*****************
گنجشک تمام انجیر تنت را خورده
دزد آمده و مترسک ات را برده
در شعر چه بوی علفی پیچیده
انگار که سهراب سپهری مرده
*******************
از دست تو ای عشق چه قدر دربه درم
از حادثه ات جان به سلامت نبرم
من حاصل یک درد بزرگی هستم
ای کاش که در صفر کنی ضربه درم
**********************
!! نوشته شده توسط مرتضا ازمل
| 22:39 | شنبه دوازدهم بهمن 1387
•


