تبليغاتX
بوسه هایت طعم سیگار می دهد

دیدم خودم را


میان بادهای کاترینا

دیدم که می دویدم

به سمت سانتیاگو

سانتیاگو دارد باران می بارد!

محبوب شیرینم *

از روی نرده ها پریدم

- پرده ها سیاه

خانه ای در انتهای سبز -

و دوچرخه ای که راه می رود روی ماه

می چرخم به سمت بادها

می چرخم به سمت تو

که دهانت بوی اقیانوس های منجمد می دهد

زیر سرت

دستمال گلداری است که

از سر افاده ها افتاده است

به سمت من بیا که کاترینا شروع نمی شود

و سونامی در چشم هایت....

به بلوغ رساندیم وقتی که می دویدم در ماه

و زیر درختان کاغذی ناز می کردم....
!! نوشته شده توسط مرتضا ازمل | 13:14 | جمعه ششم مرداد 1385 •

RSS